فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت

دُنیای مُوازی یک اقلیت خوش‌نشین

منصور امان

چنین می‌نماید که در ایران‌ِ زیر سُلطه رژیم ج.ا دو دُنیای مُوازی وجود دارد؛ نخُست دُنیایی که در آن حاکمان و پادوهای آنها سبُکسرانه در مسیر تشدید بُحران خارجی و جنگ پیش می‌تازند، بدون آنکه توان نظامی، اقتصادی و سیاسی کشیدن بار آن را داشته باشند و در دُنیای دیگر، جامعه بدون آنکه نقشی در تدوین و تعیین این سیاستها داشته باشد، مجبور به زندگی با پیامدهای مُخرب آن و تنگ و تحمُل‌ناپذیر شدن فضای زیست‌اش گردیده است.  

نمایان‌ترین ویژگی دو دُنیا تاثیری است که کُنش یکی بر دیگری می‌گذارد. در حالیکه که شرایط زیست و موقعیت اقتصادی جامعه تاثیری در رفتار و موقعیت اقتصادی حاکمان ندارد، در عوض رفتار حاکمان بی‌واسطه زندگی مردم را دستخوش تاثیرات خویش می سازد. ستیزه‌جویان حاکم سر گردنه‌ی هفتادودوملت را می‌گیرند، اُروپا را به حمله موشکی و امارات را به نابودی تهدید می‌کنند، از قطع کابلهای اینترنت بین‌المللی دم می‌زنند و به‌جای کنارگذاشتن محورهای شرارت‌بار درگیری و تنش، به گزافه‌نویسی چند ماده‌ای، شرط‌گذاری و باد کردن کلام مشغولند و همزمان، اقتصاد کشور و همراه آن شرایط زیست جامعه بی‌مهار و بی‌توقُف در حال سُقوط در دره‌ای است که دستگاه حاکم آن را هر روز کمی عمیق‌تر از روز پیش گود می‌کند.

سُقوط سطح توان معیشتی یکی از جلوه‌های این رابطه یکطرفه است. در کمتر از دو ماه سبد هزینه خانوارها از ۴۵ میلیون تومان به ۷۱ میلیون رسیده است. آمارهای رسمی که همواره آرایش شده انتشار می‌یابد، نرخ تورُم را بیش از ۵۰درصد اعلام کرده است. با نگاهی جُزیی‌تر به این رقم آشکار می‌شود که تاثیرات ناگُوار تورُم به ویژه در حساس‌ترین و چشم‌پوشی ناپذیر‌ترین وجوه زندگی جامعه خودنمایی می‌کند، برای نمونه قیمت انواع خوراکیها از ۱۱۷ تا ۲۰۰درصد افزایش پیدا کرده یا بهای دارو نسبت به پیش از شروع جنگ، بین ۳۰ تا ۳۰۰درصد جهش قیمت داشته است.

هر درصد ناچیز از این اعداد به معنای فشار تازه و محرومیت بیشتر برای میلیونها کارورزی است که چگونگی گذران زندگی آنها وابسته به مُزد، حُقوق و مُستمریهایی است که حتی به سختی کفاف یک سوم تا یک چهارُم هزینه‌های اولیه‌شان را می‌دهد. شرایط برای بخش بُزُرگ دیگری که به دلیل پرداختن نشدن دستمُزد، اخراجهای فله‌ای، بیکاری و بیماری از این حداقل نیز محرومند، بسا وخیم‌تر است. اینان بیش از دیگران در معرض نسیه‌خواری و رُشد بدهی، فروپاشی خانواده‌، بی‌خانمانی، زاغه‌نشینی، انزوای اجتماعی، اضطراب و افسُردگی و جُز آن قرار گرفته‌اند.  

زیست دوگانه در ایران و خوش‌نشینی اقلیت حاکم به بهای فلاکت و نابودی زندگی اکثریت جامعه، شکافی است که از دل آن خیزشها و قیامهای گذشته سر برآورده است. درک اجتماعی ناشی از این حقیقت است که نه از امروز، صحنه سیاسی کشور را سمت و آرایش می‌دهد.

 

 

بازگشت به صفحه نخست