فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ دی

جاخالی موشکی

منصور امان

برای تخلیه فشاری که بُحران صد روزه اسراییل حماس از یکسو و ادعاهای گزاف همیشگی خود از سوی دیگر تولید می کند، رژیم ج.ا دست به یک سلسله موشک پرانیهای کور به لحاظ نظامی و بیهوده به لحاظ سیاسی زده است.

رژیم ولایت فقیه با این حملات تلاش کرده به تحولات عمیقی که در خاورمیانه در جریان است، واکُنش نشان دهد. پدرخوانده و بانک دستجات بُنیادگرا، با سرخوردگی طُفیلیهای خود و نیز باندهای حُکومتی نسبت به انفعال اش روبرو است. در همین حال و در زمانی که موضوع نظم  سیاسی و امنیتی آتی منطقه در دستور کار کشورهای دارای منافع قرار گرفته، قُدرت اول منطقه در عمل بیرون از این روند قرار دارد. برای فرار از چنین تنگنایی، نظام به موشکهایش پناه برده و به این ترتیب به گونه ناخواسته دست خالی خود را رو کرده است.

بالا بردن سطح تنش و ایجاد بُحرانهای جانبی شاید، اما حمله به اقلیم کُردستان عراق، سوریه یا پاکستان را به دُشواری می توان وُرود با یا بی واسطه به تحوُلات گرد جنگ اسراییل و حماس علیه مردُم فلسطین قلمداد کرد یا به مثابه واکُنش بدان دانست. ج.ا با انتخاب کم هزینه ترین راه برای نشان دادن تحرُک، آشکار کرد که به شدت و با وسواس بسیار از مُداخله مُستقیم در بُحران یاد شده پرهیز دارد و آن را برای موجودیت خویش خطرناک ارزیابی می کند.

استراتژی رژیم ولایت فقیه در بُحران خارجی همچنان جنگ نیابتی، توسُل به واسطه برای رفتن به گود و خود کنار ایستادن است؛ راهکاری که تاکنون برای آن پُرمنفعت و کم خرج بوده و در نقش ابزار کُمکی علیه جامعه و خواستهای آن و مُدیریت بُحران سرنگونی عمل کرده است. تصادُفی نیست که حاکمیت اکنون حمله موشکی به اقلیم را زمینه ای برای اعدام چهار زندانی سیاسی کُرد قرار داده است. 

موشک پراکنی به همسایه ها و سوریه ویژگی جدیدی ندارد، جُز آنکه این بار به جای افراد، زمینهای نیابتی را واسطه گرفته است. این اما تنها درس شناخته شده از رویکردها و سیاستهای رژیم ج.ا نیست.

حمله موشکی به اقلیم کُردستان عراق یکبار دیگر بیهوده و زیانبار بودن سیاست مُماشات در برابر دستگاه حاکم بر ایران را اثبات کرد. دولت اقلیم که برای جلب رضایت و دفع شر حاکمان ج.ا به خواسته آنها برای محدود کردن احزاب و گروه های اپوزیسیون کُرد ایرانی تن داد، اکنون شاهد تجاوز و تاخت و تاز به خاک و پایتخت خود به بهانه ای دیگر گردیده. روشن است که بدون تغییر رویکرد دولت اقلیم در برابر ج.ا و کنار گذاشتن توهُم خرید دوستی از طریق باج دهی، این گونه حملات در آینده نیز تکرار خواهد شد.   

ایالات مُتحده نیز با همین تجربه روبروست. بدون یادآوری پیشینه سیاست مُدرا در گذشته، کارنامه صد روزه آن از هنگام شروع جنگ اسراییل و حماس علیه مردُم فلسطین به تنهایی برای اثبات ناکارایی و دردسر آفرینی آن کفایت می کند.

آمریکا که در ابتدای جنگ تلاش می کرد با غمزه و دلبری از ج.ا مانع گُسترش درگیریها و کشانده شدن بیشتر خود به آن شود، اکنون از عرشه ناو جنگی اش به حوثیها حمله می کند، ناچار گردیده در سوریه و عراق به حملات تلافی جویانه علیه گروه های نیابتی ج.ا دست بزند و دستگاه خارجی اش برای کشیده نشدن لُبنان به جنگ بر اثر تحریکات حزب الله، مشغول اضافه کاری است. با این حال، همه این تحرُکات علیه گروه های نیابتی و مُزدور، بدون داشتن یک استراتژی روشن در برابر کارفرمای آنها نه ثمری دارد و به درگیریها پایان می دهد و نه کُمکی به ایجاد صُلح و ثبات در منطقه می کند.

رژیم ولایت فقیه با موشک پرانی، از برابر وظایفی که بُحران خاورمیانه در برابر او به عُنوان یک فاکتور مُخرب و شریر می گذارد، جاخالی داده. اما این نمی تواند برای اقلیم یا آمریکا دلگرم کننده باشد. آنها باید پیام واقعی که این حرکت ارسال می کند را از رو بخوانند.  

 

 

بازگشت به صفحه نخست